محمد تقي جعفري
226
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مطلب را كه ابن سينا مىگويد : بعضى از متفكرين از نظر علمى مورد اعتراض قرار داده گفتهاند : ما اين كمال جويى را در موجودات عالم هستى ( غير انسان ) نمىبينيم و آن چه كه ديده مىشود نظم وهماهنگى بسيار عالى است كه در نهاد موجودات گذاشته شده است . جواب اين اعتراض با اين قضيهء بسيار مهم داده مىشود كه نهاد موجودات يك موضوع فرضى است كه انسان با پردهاى كه ميان شىء براى من وشىء براى خود مىكشد ، به وجود مىآورد . چنان كه حركت از نهاد موجودات وماهيت مادهء اشياء بر نمىخيزد ، همچنين ممكن است كمالى را كه ابن سينا مىگويد ، مانند نظم وهماهنگى كه مولود حركت است ارتباطى به نهاد موجودات نداشته باشد . اين فيضى است كه از عالم ماوراى طبيعت به عرصهء طبيعت سرازير مىشود . بلى ، اين مسئله احتياج به دليل محكمترى دارد كه آيا اين نظم وهماهنگى كمالى را هم در بر دارد يا نه ؟ زيرا در جهان ماده ، نقص و كمال همواره با موقعيت وديدگاهى كه ما به خود مىگيريم مطرح مىشود .